داریک

خرید بک لینک
اهل کاشان چنین گفت ز احوال غم و خاطره ها به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشا داریک...

ما را در سایت داریک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:24

سبو بشکسته و تنهایی... دگر شوری نمی خواهد... دگر مرهم نمی خواهد... دگر خشتی نمی خواهد... دگر دنیا نمی خواهد... دگر فردا نمی خواهد... کویر در شعر شب جاریست... دگر بیتی نمی بارد... دگر اینجا نمی آید... داریک...

ما را در سایت داریک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:24

رهگذرِ مانده در این درد من اَم... رهگذرِ مانده در این درد من اَم... اشک من اَم... رشک من اَم... هیچ، بلاشک من اَم... تشنه و بی مشک من اَم... رهگذرِ مانده در این درد من اَم... بخت من اَم... سخت من اَم... راوی بدبخت من اَم... مرد سیه داریک...

ما را در سایت داریک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:24

ذره ذره آب میشود این رهگذرای بی مهر روزگار، ای روزگار من... من صبر می کنم، اما تو... با شتابی همچون نور... می فرستی غصه را، بر سر من... نه آنکه من کم طاقتم نه، اما... پشت مرا خم می کند، سنگینی غمت... آری تمام می شود روزی این غ داریک...

ما را در سایت داریک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:24

دردا دشنه بر جان میزنند، دردا تو زخم پیکری روز و شب در معرکه، دردا تو رزم دیگری هرکس از ره می رسد، زخمی به جانم میزند جان من مملو ز زخم، دردا تو زخم دیگری داریک...

ما را در سایت داریک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:24

دلم را سر <strong>بردند</strong>... خدایا غصه دارم... غم دارم... بیا بنشین کنارم... حرف دارم... چه گویم از جدایی... از تباهی... ببین یارب ندارم هیچ حالی... خرابی ام مرا دیوانه کرده... غم و هجران... دل بیمار... مرا بی خانه داریک...

ما را در سایت داریک دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:24

صفحه بندی